صبانور چرا این‌قدر خواهان دارد؟ چه چیزی در مدیریت این شرکت وجود دارد که برای تعیین مدیرعامل آن این میزان حساسیت، رایزنی و اختلاف ایجاد شده است؟

از برکناری سوال برانگیز اسماعیلی پس از دوره‌ای کمتر از یک‌ساله تا حاشیه‌سازی پیرامون مدیرعامل جدید؛ صبانور قربانی آزمون‌وخطای مدیریتی ومنافع عده ای نشود.

شناسه خبر: ۳۱۲۳۲
صبانور چرا این‌قدر خواهان دارد؟ چه چیزی در مدیریت این شرکت وجود دارد که برای تعیین مدیرعامل آن این میزان حساسیت، رایزنی و اختلاف ایجاد شده است؟
به گزارش جهش اقتصاد،

همه‌چیز از یک تصمیم بحث‌برانگیز آغاز شد؛ زمانی که دکتر داریوش اسماعیلی، نماینده ادوار مجلس، استاد تمام دانشگاه تهران ،رئیس وقت سازمان زمین‌شناسی و معاون وزیر صمت، تصمیم گرفت جایگاه مهم دولتی خود را ترک کند و راهی بنگاه‌داری در شرکت معدنی و صنعتی صبانور شود!

این جابه‌جایی از همان ابتدا پرسش‌برانگیز بود. مدیری که سابقه مسئولیت‌های دانشگاهی، پارلمانی و دو دوره معاونت وزیر را در کارنامه داشت، قرار بود سکان یکی از شرکت‌های متوسط معدنی کشور را در دست بگیرد؛ در حالی که تجربه راهبری اجرایی بنگاه‌های صنعتی و معدنی، بخش برجسته‌ای از سوابق مدیریتی او وجود نداشت وسازمان زمین شناسی تا سه ماه پ پس کوچ ایشان بدون متولی بود که خود مصداق ترک فعل تلقی شد

این اتفاق در شرایطی رخ داد که صبانور پیش از این تغییر مدیریتی، با ضیایی،بی سر وصدا در مسیر توسعه، انجام اقدامات زیربنایی و افزایش تولید قرار داشت. مجموعه‌ای که اگرچه از نظر مقیاس معدنی با شرکت‌هایی همچون گل‌گهر، گهرزمین و چادرملو فاصله داشت، اما ظرفیت‌های قابل توجهی برای رشد و ارتقای جایگاه خود در زنجیره سنگ‌آهن کشور در اختیار داشت.اما تغییر در رأس مدیریت، آغاز دوره‌ای از حواشی و بی‌ثباتی مدیریتی در صبانور بود.

دکتر اسماعیلی در نخستین ماههای حضور خود در صبانور در کنفرانس بین‌المللی Steel Max مسقط عمان بعنوان استاد زمین شناسی اقتصادی دانشگاه تهران ورییس سابق سازمان زمین شناسی ، از ظرفیت‌های معدنی صبانور سخن گفت و ذخایر سنگ‌آهن این شرکت را بیش از ۴۲۰ میلیون تن اعلام کرد. او همچنین از برنامه افزایش گواهی کشف ذخایر به بیش از ۴۵۰ میلیون تن با بهره‌گیری از ظرفیت‌های گلالی قروه، شهرک بیجار و باباعلی همدان در آخرین ماههای حضور خود خبر داد.وبه این ترتیب ارزش ذاتی این شرکت را بیش از پیش آشکار کرد وبرخی را در سودای استفاده ازقسمتی این منابع غنی غرب کشور از طریق اکتساب جایگاه مدیریتی این شرکت با ظرفیت قرار داد

طاهرزاده؛ فرصتی برای بازگشت به مسیر توسعه

پس از تغییر بی سر وصدای داریوش اسماعیلی، بدلایلی که هنوز مشخص نیست !!ودوره کوتاه سرپرستی حامد عسکری‌زاده، امیرعلی طاهرزاده به‌عنوان مدیرعامل جدید صبانور معرفی شد؛ انتخابی که امیدها را برای بازگشت این مجموعه به مسیر توسعه و مدیریت حرفه‌ای وعقلانیت زنده کرد.

طاهرزاده از مدیران باسابقه صنعت معدن کشور است. مدیرعاملی شرکت معدنی و صنعتی چادرملو، مدیرعاملی شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران (ایمپاسکو)، سوابق مدیریتی در گل‌گهر و مدیرعاملی شرکت بین‌المللی مهندسی آسکوتک، بخشی از کارنامه حرفه‌ای اوست. همچنین سابقه فعالیت در هیئت‌مدیره مجموعه‌های معدنی از جمله گهرزمین را دارد.

نکته مهم اینکه طاهرزاده با صبانور نیز بیگانه نیست و شناخت قبلی از این مجموعه دارد. ترکیب تجربه اجرایی، دانش تخصصی معدن و سابقه مدیریت بنگاه‌های بزرگ، او را به گزینه‌ای قابل دفاع برای هدایت صبانور در شرایط فعلی تبدیل می‌کند.

با این حال، هنوز چند روزی از آغاز مسئولیت او نگذشته که دوباره زمزمه‌هایی درباره احتمال تغییر مدیریت شرکت مطرح شده است؛ اتفاقی که در صورت تحقق، می‌تواند بار دیگر صبانور را وارد چرخه بی‌ثباتی مدیریتی کند.

تصمیم با سهامدار است، نه تامین منافع عده ای از طریق ایجاد حاشیه‌ها!

صبانور دارای ساختار مالکیتی مشخصی است. شرکت سرمایه‌گذاری توسعه معادن و فلزات، سهامدار کنترل‌کننده این مجموعه است و فولاد مبارکه نیز از طریق جایگاه سهامداری خود در ومعادن، در ساختار کلان مالکیتی آن نقش اثرگذار دارد.

آنچه مسلم است، اردشیر سعدمحمدی به‌عنوان مدیرعامل هلدینگی که سهامدار کنترل‌کننده صبانور است، در چارچوب مقررات و از مسیر ارکان قانونی شرکت و هیئت‌مدیره، اختیار پیگیری و اعمال حقوق سهامداری در تعیین مدیریت این بنگاه را دارد. این مسیر نیز طی شده و طاهرزاده پس از طی فرآیند تصمیم‌گیری، به‌عنوان مدیرعامل انتخاب و در ابتدای هفته جاری مراسم معارفه او برگزار شده است.

بنابراین، اکنون که تصمیم رسمی سهامدار کنترل‌کننده اعلام و مدیرعامل جدید معرفی شده است، طرح رایزنی‌ها و گمانه‌زنی‌های موازی درباره تغییر مجدد مدیریت، چه توجیهی دارد؟مگر مواردی که پیشتر بدان اشاره شد

چنین فضایی نه‌تنها به ثبات مدیریتی شرکت کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند این شائبه را در افکار عمومی ایجاد کند که فراتر از منافع تولیدی و اقتصادی صبانور برای سهام داران شامل توسعه معادن فلزات ودر ادامه فولاد مبارکه ، ملاحظات و منافع دیگری نیز در تعیین مدیریت این مجموعه مطرح است؛ موضوعی که شفاف‌سازی درباره آن ضروری به نظر می‌رسد.

اگر سهامدار کنترل‌کننده پس از بررسی سوابق و توانمندی‌ها به این جمع‌بندی رسیده که طاهرزاده گزینه مناسبی برای هدایت صبانور است، باید فرصت کافی برای اجرای برنامه‌هایش در اختیار او قرار دهد و عملکردش را بر اساس شاخص‌های مشخص تولید، فروش، سودآوری و توسعه ارزیابی کند.

صبانور امروز به ثبات مدیریتی، توسعه معادن، تکمیل زنجیره ارزش و افزایش بهره‌وری نیاز دارد؛ نه تکرار تغییرات مدیریتی و حاشیه‌هایی که تمرکز سازمان را از اهداف اصلی دور می‌کند وثابت میکند کوچ افراد سیاسی وباعدم سابقه مفید مدیریت معدنی صرفا به هدف دیگری صورت میگیرد همان هدفی که پیشتر در خصوص کوچ اسماعیلی به آن اشاره شد

اگر عقلانیت اقتصادی، شایسته‌سالاری و منافع سهامداران بر تصمیم‌ها حاکم باشد، امیرعلی طاهرزاده با توجه به تجربه بنگاه‌داری و شناختی که از صنعت معدن دارد، گزینه‌ای قابل دفاع برای هدایت این مجموعه است.

صبانور یک بار هزینه انتخاب مدیریتی نامتناسب را پرداخت کرده است؛ نباید اجازه داد بار دیگر قربانی آزمون‌وخطا و حاشیه‌های مدیریتی شود. صبانور به فرصت مدیریت، ثبات تصمیم‌گیری و بازگشت به مسیر توسعه نیاز دارد.

 

ارسال دیدگاه