به مناسبت سالروز تأسیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران

ایمیدرو؛ از مأموریت توسعه تا ضرورت بازتعریف در عصر رقابت جهانی

سالروز تأسیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو)، یادآور یکی از تصمیمات راهبردی نظام حکمرانی اقتصادی کشور در آغاز دهه ۱۳۸۰ است؛ تصمیمی که در پاسخ به یک نیاز عمیق ملی و با هدف صیانت از منابع معدنی کشور شکل گرفت: چگونه می‌توان ظرفیت‌های کم‌نظیر معدنی ایران را به مزیتی اقتصادی، پایدار و اثرگزار در سطح منطقه و جهان تبدیل کرد؟

شناسه خبر: ۲۱۴۲۱
ایمیدرو؛ از مأموریت توسعه تا ضرورت بازتعریف در عصر رقابت جهانی
به گزارش جهش اقتصاد،

ایمیدرو در سال ۱۳۸0، با الهام از تجربه نهادهای توسعه‌ای موفق در جهان، با هدف توسعه زیرساخت‌های معدنی، تسریع در بهره‌برداری از ذخایر معدنی کشور، تکمیل زنجیره ارزش و هدایت سرمایه‌گذاری، تأسیس شد. در آن مقطع، به‌درستی تشخیص داده شد که بدون وجود یک نهاد توسعه‌گرا، توانمند و برخوردار از  قدرت مداخله هدفمند، فاصله میان «ظرفیت زمین‌شناسی» و «تحقق اقتصادی» همچنان پابرجا خواهد ماند. در این مسیر، شایسته است در این سالگرد، از تلاش‌ها و نقش‌آفرینی مدیران و بنیان‌گذاران این سازمان یاد شود؛ مدیرانی که هر یک در مقاطع مختلف، متناسب با شرایط کشور، مسئولیت سنگین توسعه این بخش را بر دوش کشیدند.

از نخستین مدیران و پایه‌گذاران ساختار اجرایی ایمیدرو در ابتدای دهه ۱۳۸۰ که با مسئولیت مهندس موذن زاده آغاز شد، تا دوره‌های بعدی که با حضور سایر مدیران با سابقه و اثرگزار در حوزه معدن و اقتصاد، یک روند روشن و قابل مشاهده است؛ گذار تدریجی از یک سازمان پروژه محور به نهادی در مسیر تبدیل شدن به یک بازیگر توسعه‌ای و سیاست‌گذار.

دوره مدیریت فعلی ایمیدرو را می‌توان مرحله‌ای دانست که در آن تلاش شد نگاه به این سازمان از سطح اجرای پروژه‌ها فراتر رود و به سمت تقویت زنجیره ارزش، تنوع‌بخشی به منابع تأمین مالی، و گسترش تعامل با بخش خصوصی و بازار سرمایه حرکت کند. هرچند محدودیت‌های بیرونی، تحریم‌ها و پیچیدگی‌های ساختاری اقتصاد کشور مانع تحقق کامل این اهداف شد، اما جهت‌گیری کلی سازمان به سوی بهره‌وری، توسعه پایدار و نگاه آینده‌نگر، قابل توجه و قابل ارزیابی است.

با این حال، باید پذیرفت که ایمیدرو هنوز تا رسیدن به جایگاه یک «نهاد توسعه‌ای در تراز جهانی» فاصله دارد؛ فاصله‌ای که ریشه در چالش‌هایی همچون محدودیت استقلال نهادی، ناپایداری در سیاست‌گذاری، و ضعف در پیوند مؤثر با بخش خصوصی به دلیل دخالت تصمیم سازان دارد.

جهان در حال تغییر است؛ معدن در مرکز قدرت

امروز، معدن دیگر صرفاً یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت انرژی، امنیت صنعتی و حتی قدرت ژئوپلیتیکی کشورها محسوب می‌شود. نگاهی به تجربه کشورهای پیشرو این واقعیت را روشن‌تر می‌کند. در کشور استرالیا، نهادهای توسعه‌ای نقش فعالی در مدیریت ریسک سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه جهانی دارند. در کشورهای شیلی و پرو، سازمان‌های توسعه ای معدنی به ستون اصلی اقتصاد و موتور ارزآوری تبدیل شده‌اند. در کشور چین، نهادهای توسعه‌ای به‌صورت مستقیم در مدیریت زنجیره جهانی مواد معدنی نقش آفرینی می‌کنند. در ایالات متحده، تمرکز بر امنیت مواد معدنی حیاتی و کاهش وابستگی خارجی است. و در کشور لهستان و کشورهای اروپائی، معدن در چارچوب توسعه پایدار، فناوری و اقتصاد سبز بازتعریف شده است.

همانطور که ملاحظه گردید، وجه مشترک این کشورها روشن است؛ نهادهای توسعه‌ای معدنی، از سطح اجرا عبور کرده و به سطح سیاست‌گذاری راهبردی ارتقا یافته‌اند.

ایران و فرصت تاریخی صنایع معدنی

کشورمان، امروز در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند معدن را به یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد خود تبدیل کند. ذخایر غنی، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و نیروی انسانی متخصص، فرصت‌هایی کم‌نظیر فراهم کرده‌اند؛ اما این فرصت، یک پیش‌شرط اساسی دارد: مدیریت صحیح، تصمیم‌گیری شجاعانه با نگاه عالمیتی و بازتعریف نقش نهادهای توسعه‌ای.

 در این میان، ایمیدرو باید از یک سازمان پروژه‌محور، به نهادی سیاست‌ساز، آینده‌نگر و هدایت‌کننده زنجیره معدن و صنایع معدنی تبدیل شود؛ نهادی که نه صرفا مجری پروژه، بلکه معمار توسعه آینده این بخش باشد.

چشم‌انداز پیش‌رو؛ ایمیدرو در تراز جهانی

اگر بخواهیم در یک کلام از سالگرد تاسیس ایمیدرو یک پیام عملیاتی استخراج کنیم، آن پیام روشن است: ایمیدرو در دوره جدید باید بر چند محور راهبردی تمرکز کند:

- اکتشاف هدفمند و توسعه مواد معدنی راهبردی، چه در داخل و چه در صورت نیاز در خارج از کشور، با هدف تامین مواد اولیه معدنی مورد نیاز صنایع کشور، چرا که آینده اقتصاد جهانی بر پایه این منابع شکل می‌گیرد.

 

 

ارسال دیدگاه
ایرا