در سالهایی که شبکه بانکی با انباشت ناترازی، رشد مطالبات غیرجاری و فشار مضاعف بر اعتماد عمومی مواجه بوده، هر نمونه موفق از اصلاح ساختار مالی میتواند برای فعالان بازار و نهادهای ناظر، اهمیت راهبردی داشته باشد. در این میان، عملکرد مؤسسه اعتباری ملل طی ماههای اخیر توجه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده است؛ نهادی که تلاش کرده همزمان دو مسیر دشوار اما حیاتی را دنبال کند: ترمیم ترازنامه و کاهش ریسک شهرت. این دو محور، شالوده اغلب برنامههای اصلاحی در صنعت بانکداری محسوب میشوند و چگونگی اجرای آنها، تعیینکننده آینده هر مؤسسه مالی است.
به نقل از شمانیوز؛ احیای داراییها؛ نقطه شروع یک بازسازی تدریجی در اغلب نهادهای مالی، مهمترین چالش ساختاری در بخش داراییها رخ میدهد؛ جایی که مطالبات غیرجاری، منابع را قفل و امکان مانور عملیاتی را محدود میکند. برای مؤسسه ملل نیز این موضوع سالها بهعنوان یکی از گرههای اصلی مطرح بود. از همین رو، تمرکز بر فعالسازی چرخه وصول و آزادسازی داراییهای رسوبکرده، تبدیل به نقطه شروع اصلاحات شد.
وصول حدود 29 هزار میلیارد تومان از مطالبات، تنها یک رقم مالی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر رویکرد در مدیریت داراییهاست. این حجم از وصول، علاوه بر افزایش نقدشوندگی ترازنامه و تقویت منابع داخلی، پیام مهمی نیز برای بازار دارد: ملل توانسته چرخهای که پیشتر با سرعت پایین حرکت میکرد، به حرکت درآورد و ظرفیت عملیاتی خود را بهطور ملموس ارتقا دهد.
چنین تحولی به مؤسسه اجازه داده از فاز «داراییهای منجمد» عبور کرده و وارد مرحله «گردش نقدینگی قابل برنامهریزی» شود؛ مرحلهای که پیشنیاز اصلاحات عمیقتر در ساختار مالی است.
کاهش بدهی به بانک مرکزی؛ اجرای انضباط پیشبرنده در کنار اصلاح سمت داراییها، کنترل بدهیها نیز ستون دیگر ترازنامه محسوب میشود. سالهاست یکی از چالشهای جدی برخی نهادهای مالی، وابستگی به منابع بانک مرکزی و تبعات نظارتی ناشی از آن است. ملل نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ اما طی دوره اخیر، اقدام مهمی در این حوزه انجام داد: بازپرداخت حدود 50 هزار میلیارد تومان بدهی به بانک مرکزی.
اهمیت این اقدام، صرفاً در کاهش حجم بدهی خلاصه نمیشود. بازپرداخت بدهی به مقام ناظر پولی، یک سیگنال روشن از تعهد به انضباط مالی است. این پیام برای سیاستگذار و بازار، نقشی کلیدی دارد. در فضای بانکی امروز، هر نشانهای از پایبندی به استانداردهای حرفهای و کاهش ریسک سیستمی، میتواند به کاهش هزینههای مالی، افزایش سطح اعتماد و باز شدن مسیر تعاملات آینده منجر شود.
در واقع، این اقدام ملل را میتوان قدمی مهم در جهت فاصله گرفتن از وضعیت پرریسک پیشین و نزدیک شدن به چارچوبهای پایدارتر ارزیابی کرد.
اصلاحات مدیریتی و فرآیندی؛ تکمیلکننده حلقه اعتماد تجربیات داخلی و بینالمللی نشان دادهاند که هیچ اصلاح مالی پایداری تنها با تغییر اعداد و ارقام به نتیجه نمیرسد. اگر سازوکار تصمیمگیری، سیستمهای کنترل داخلی و فرآیندهای اجرایی بهروز نشوند، اصلاحات در ترازنامه عمر کوتاهی خواهند داشت.
مؤسسه ملل نیز این نکته را درک کرده و طی ماههای گذشته مجموعهای از بازنگریهای مدیریتی و عملیاتی را در دستور کار قرار داده است. از تقویت نظارت داخلی گرفته تا حرکت به سمت شفافیت بیشتر در گزارشدهی، همگی اقداماتی هستند که در کاهش «ریسک شهرت» نقش مستقیم دارند.
ریسک شهرت در سالهای اخیر به یکی از حساسترین شاخصهای ارزیابی مؤسسات مالی تبدیل شده است؛ چراکه اعتماد، پایه اصلی تعامل مردم و نهادهای ناظر با بانکها و مؤسسات اعتباری است. ملل با ایجاد تغییرات در سطح ساختار تصمیمگیری و فرآیندهای داخلی، تلاش کرده این ریسک را مدیریت و تصویر خود را نزد ذینفعان بازسازی کند.
نشانههای واقعی تغییر؛ شرط لازم برای بازگشت اعتمادبازسازی اعتبار یک مؤسسه مالی صرفاً با اصلاحات تبلیغاتی یا بیانیههای رسمی حاصل نمیشود. آنچه برای سپردهگذاران، نهادهای ناظر و بازار اهمیت دارد، نشانههای واقعی است؛ نشانههایی که نشان دهد مسیر پیشرو با گذشته تفاوت دارد.
در مورد ملل، ترکیب سه اقدام کلیدی "وصول مطالبات، کاهش بدهی به بانک مرکزی و اصلاحات ساختاری" توانسته این نشانهها را ایجاد کند. این سهگانه در کنار هم تصویر جدیدی از مسیر حرکت مؤسسه ارائه میکند؛ مسیری که بر ثبات عملیاتی، پیشبینیپذیری مالی و کاهش ریسک تمرکز دارد.
به همین دلیل، میتوان گفت ملل در حال فاصله گرفتن از خطوط پرریسک گذشته و نزدیک شدن به نقطهای است که بازار آن را بهعنوان «مؤسسه قابل اتکا» تحلیل کند. البته این مسیر، نوپا و در ابتدای راه است، اما جهتگیری آن، مطابق با اصول شناختهشده اصلاحات بانکی است.
آیا این روند به مزیت پایدار تبدیل میشود؟چالش اصلی پیشروی ملل، حفظ تداوم مسیر اصلاحات است. در تجربههای گذشته، بسیاری از نهادهای مالی پس از یک دوره اصلاح ساختار، دچار کندی یا بازگشت به وضعیت قبلی شدهاند؛ امری که میتواند نتایج مثبت اولیه را تحت تأثیر قرار دهد.
تبدیل روند فعلی ملل به یک مزیت رقابتی پایدار زمانی امکانپذیر است که سه شرط کلیدی رعایت شود:
استمرار انضباط مالی
تقویت و حفظ شفافیت
تکمیل زنجیره اصلاحات عملیاتی و مدیریتی
اگر این سه محور در ماهها و سالهای آینده ادامه یابد، میتوان انتظار داشت ملل نهتنها از دوره چالش عبور کند، بلکه به یکی از نمونههای قابل استناد احیای اعتماد در نظام بانکی کشور تبدیل شود.