یک اقتصاددان با اشاره به اینکه مأموریت بانکهای توسعهای عمدتاً تأمین مالی پروژههای بزرگ زیربنایی و توسعهای است، گفت: پوشش ریسک در این بانکها همچون توسعه تعاون تا حدودی متفاوت از بانکهای تجاری است، افزایش سرمایه در این بانکها بیشتر جنبه تأمین منابع برای پروژهها و وامهای تکلیفی را دارد.
در سالهای اخیر، بحث افزایش سرمایه بانکها به یکی از موضوعات داغ محافل اقتصادی تبدیل شده است. برخی این اقدام را راهی برای تقویت توان تسهیلاتدهی بانکها میدانند و برخی دیگر آن را صرفاً راهی برای پوشش ریسکهای انباشته شده ارزیابی میکنند. برای بررسی این موضوع خبرنگار جهش اقتصاد با کامران ندری، اقتصاددان و رئیس سابق مرکز پولی و بانکی بانک مرکزی، به گفتگو نشستهاست. در ادامه جزئیات را میخوانید؛
* این روزها بحث افزایش سرمایه بانکها داغ است. به نظر شما هدف اصلی از این افزایش سرمایه چیست و چه تأثیری بر عملکرد بانکها خواهد داشت؟
افزایش سرمایه در نظام بانکی عمدتاً برای پوشش ریسک بانکهاست. بانکها در دنیا برای جبران زیانهایی که ممکن است از محل فعالیتهای پرریسک خود متحمل شوند، دو راه بیشتر ندارند؛ یا باید نرخ سود خود را متناسب با ریسک تنظیم کنند، یا داراییهای پرریسک خود را کاهش دهند. اما در ایران، شرایط کاملاً متفاوت است. نرخ بهره در ایران به صورت دستوری تعیین میشود و بانکها عملاً دستشان برای مدیریت ریسک از طریق تنظیم نرخها بسته است. همین موضوع باعث میشود که بانکها نتوانند ریسکهای خود را به درستی پوشش دهند و ناچار میشوند یا دارایی پرریسک خود را کم کنند یا برای جبران آن به افزایش سرمایه روی بیاورند.
*شما به نرخ دستوری اشاره کردید. این موضوع چه تأثیری بر عملکرد بانکها دارد و چرا بانکها را از مدیریت ریسک بازمیدارد؟
ببینید، بانکها در هر جای دنیا بر اساس ریسک مشتریان خود، نرخ سود متفاوتی تعیین میکنند. یک مشتری پرریسک باید نرخ بالاتری بپردازد تا بانک بتواند ریسک خود را پوشش دهد. اما در ایران، این امکان وجود ندارد. نرخها را بانک مرکزی تعیین میکند و بانکها مجبورند با همان نرخ ثابت، به همه مشتریان وام بدهند. این یعنی اگر به یک مشتری پرریسک وام بدهند، نمیتوانند نرخ بالاتری از او بگیرند و عملاً ریسک بیشتری میپذیرند بدون اینکه بتوانند بهای آن را دریافت کنند. در نتیجه، وقتی زیان انباشته میشود، تنها راه باقیمانده برای جبران، افزایش سرمایه است. این یک چرخه معیوب است که ریشه در نرخگذاری دستوری دارد.
*در بانکهای توسعهای همچون توسعه تعاون افزایش سرمایه چقدر اهمیت دارد؟
بانکهای توسعهای یک استثنا هستند. این بانکها از منابع دولتی استفاده میکنند و مأموریت آنها عمدتاً تأمین مالی پروژههای بزرگ زیربنایی و توسعهای است. پوشش ریسک در این بانکها اساساً متفاوت است، چون ریسک نهایی با دولت است، نه با بانک. بنابراین افزایش سرمایه در بانک توسعه تعاون بیشتر جنبه تأمین منابع برای پروژههای جدید و تامین منابع برای وامهای تکلیفی مانند وام ازدواج، فرزندآوری و... دارد، نه پوشش ریسک. با این حال، حتی در این بانکهای توسعه ای هم افزایش سرمایه بر توان تسهیلاتدهی تأثیر دارد، چون توان تسهیلاتدهی بانک توسعه تعاون بیش از هر منابع دولتی است تا جذب سپرده. با این حال افزایش سرمایه برای بانکهای کوچک انجام شود تا توان تسهیلات تکلیفی آنها احیا شود اما به طور کلی تا زمانی که ریشه مشکلات سیاستگذاری حل نشود، یک مسکن موقتی است. مشکل اصلی بانکهای ایران، مطالبات معوق بالا و عدم تطابق دارایی و بدهی است. تا زمانی که نرخهای سود دستوری است و بانکها نمیتوانند ریسک خود را مدیریت کنند، بانکها به افزایش سرمایه وابسته هستند. از این رو بانکها باید بتوانند بر اساس ریسک مشتریان خود، نرخ سود تعیین کنند. باید بتوانند داراییهای پرریسک خود را کاهش دهند. باید بتوانند مطالبات معوق خود را وصول کنند.
* آینده نظام بانکی ایران را چگونه میبینید؟ آیا اصلاحات ممکن است؟
اصلاح نظام بانکی ایران ممکن است، اما نیازمند اراده سیاسی و تصمیمگیریهای سخت است. اول باید نرخهای سود آزاد شود تا بانکها بتوانند ریسک خود را مدیریت کنند. دوم، باید مطالبات معوق به طور جدی پیگیری و وصول شود. سوم، باید بانکهای ناتراز یا اصلاح شوند یا با بانکهای قویتر ادغام شوند. چهارم، نظارت بانک مرکزی باید تقویت شود و بانکهای توسعههای حمایت شوند. تا زمانی که این اصلاحات انجام نشود، نمیتوان از بانکها اجرای تکالیف تسهیلات دهی داست.