صورتهای مالی ذوبآهن اصفهان نشان میدهد که این شرکت همچنان با زیان و بدهیهای انباشته مواجه است؛ واقعیتی که نه میتوان آن را انکار کرد و نه پنهان. با این حال، تحلیل منصفانه عملکرد یک بنگاه بزرگ صنعتی، بهویژه در شرایط کنونی اقتصاد ایران، نیازمند نگاه روندی و مقایسهای است؛ نگاهی که جایگاه این شرکت را در بستر کلی صنعت فولاد کشور بررسی کند، نه صرفاً در قاب یک ترازنامه.
صنعت فولاد ایران امروز با افت کمسابقه حاشیه سود روبهروست. بر اساس دادههای رسمی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، حاشیه سود شرکتهای بزرگ فولادی که طی پنج سال گذشته در محدوده ۳۳ درصد قرار داشت، اکنون به حدود ۶ تا ۱۲ درصد کاهش یافته است. این افت شدید، «زنگ خطر»ی جدی برای صنعتی راهبردی است که سهم قابل توجهی در اشتغال، تولید ناخالص داخلی و ارزآوری کشور دارد. در چنین شرایطی، بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط زنجیره فولاد وارد فاز زیاندهی شدهاند و برخی تنها برای بقا فعالیت میکنند.
محدودیت ۳۰ تا ۵۰ درصدی گاز، قیمت انرژی چندبرابری نسبت به رقبای منطقهای و نبود مشوقهای صادراتی، مزیت رقابتی فولاد ایران را تضعیف کرده است.
در این فضای پرریسک و فرساینده، انتظار سودآوری سریع از مجموعهای مانند ذوبآهن اصفهان( با زیان انباشته حاصل چند سال گذشته) ، تحلیلی سادهانگارانه است. ذوبآهن نهتنها با محدودیتهای شدید انرژی، بلکه با چالشهای تاریخی در حوزه تأمین مواد اولیه، ساختار تولید خاص و تعهدات گسترده نیروی انسانی مواجه است. با این حال، آنچه در ماههای اخیر قابل مشاهده است، تغییر رویکرد مدیریتی از انفعال به فعالسازی حداکثری ظرفیتهاست.
مدیریت ذوبآهن اصفهان با بهرهگیری از تمام پتانسیلهای این مجتمع عظیم صنعتی، تلاش کرده است مسیر کاهش زیان و بازگشت تدریجی به تعادل را هموار کند. تمرکز بر تثبیت تولید، کنترل هزینهها، بازآرایی فرآیندها، فعالسازی ظرفیتهای مغفولمانده و پیگیری مستمر برای رفع گلوگاههای تأمین، بخشی از این رویکرد تحولی است؛ رویکردی که اگرچه هنوز به نقطه مطلوب نرسیده، اما نشانههای آن در کاهش زیان شرکت قابل مشاهده است.
همین تلاشهای شبانهروزی و پیگیرانه مدیریت، بهویژه راهبری هوشمندانه شخص سید اردشیر افضلی مدیرعامل این شرکت، سبب شده است تا سطح حمایتهای بیرونی از ذوبآهن نیز وارد مرحلهای تازه شود. استاندار اصفهان، دکتر نیکزاد نائبرئیس اول مجلس شورای اسلامی و دکتر اکبر پولادی نماینده شهرستان لنجان و چند مسئول کشوری و استانی دیگر، با مشاهده میدانی این تلاشها و درک اهمیت حفظ و احیای ذوبآهن بهعنوان یک سرمایه ملی، پای کار آمدهاند تا زمینه جلب حمایتهای لازم دولت را فراهم کنند. این همراهی، نه از سر تعارف، بلکه حاصل درک مشترک از جایگاه ذوبآهن در اقتصاد، اشتغال و امنیت صنعتی کشور است.
با این حال، مهمترین چالش ذوبآهن همچنان تأمین پایدار مواد اولیه است؛ چالشی که مستقیماً بر میزان تولید و در نهایت بر سود و زیان شرکت اثر میگذارد. برآوردها نشان میدهد دستیابی به تولید حداقل روزانه ۸ هزار تن، میتواند گام اساسی و تعیینکنندهای برای عبور ذوبآهن از زیان عملیاتی باشد. اما در شرایط فعلی، بهدلیل محدودیتها و ناپایداری در تأمین مواد اولیه، این سطح از تولید محقق نمیشود و همین موضوع، بخشی از ظرفیت واقعی شرکت را بلااستفاده نگه داشته است.
واقعیت آن است که کاهش زیان ذوبآهن در شرایطی که کل صنعت فولاد با سقوط حاشیه سود مواجه شده، یک اتفاق معمولی نیست. این کاهش، نشانهای از تغییر مسیر است؛ مسیری که اگر با حمایت سیاستگذار، اصلاح نظام تأمین مواد اولیه و رفع محدودیتهای انرژی همراه شود، میتواند ذوبآهن را از وضعیت تدافعی به موقعیت احیا و بازسازی برساند.
صیانت از تلاشهای مدیریت ذوبآهن اصفهان بهمعنای چشم بستن بر مشکلات نیست، بلکه بهمعنای دیدن تصویر کامل و قضاوت منصفانه است. ذوبآهن امروز هنوز با چالش هایی مواجه است، اما آنچه تغییر کرده، جهت حرکت است؛ و در صنعتی که بسیاری در حال کوچک شدن یا توقفاند، همین تغییر جهت، خود یک دستاورد راهبردی محسوب میشود.