به گفته رئیس کارگروه تحول دیجیتال کشاورزی سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران، هوشمندسازی کشاورزی در جهان امروز دیگر صرفاً یک مسیر فناورانه برای افزایش بهرهوری نیست، بلکه بهتدریج به یکی از ابزارهای کلیدی مقاومسازی اقتصاد غذا در برابر بحرانهای ساختاری مانند جنگ، تحریم، اختلال در زنجیره تأمین و ناپایداری زیرساختها تبدیل شده است.
به نقل از روابط عمومی سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران ، حمید بهنگار، رئیس کارگروه تحول دیجیتال کشاورزی سازمان با بیان اینکه کشاورزی هوشمند بر پایه جمعآوری و تحلیل دادههای لحظهای از منابعی مانند خاک، آب، اقلیم، دام و تجهیزات عمل میکند، گفت: این مدل امکان تصمیمگیری دقیقتر، کاهش اتلاف منابع و افزایش بهرهوری را فراهم میسازد. اما ارزش واقعی این فناوری زمانی آشکار میشود که کشورها در شرایط فشار و بیثباتی قرار میگیرند؛ جایی که تابآوری سیستم تولید غذا به یک موضوع حیاتی تبدیل میشود.
به گفته او در چنین شرایطی، کشاورزی سنتی معمولاً با افت بهرهوری، افزایش هزینهها و اختلال در مدیریت منابع مواجه میشود. در مقابل، کشاورزی هوشمند میتواند با کاهش وابستگی به تصمیمگیری انسانی لحظهای و افزایش اتکای دادهمحور، نقش یک لایه مقاومتی در اقتصاد غذا را ایفا کند.
رئیس کارگروه تحول دیجیتال کشاورزی سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران ادامه داد: با این حال، این مزیت تنها در صورتی محقق میشود که زیرساخت ارتباطی پایدار و طراحی سیستمهای تابآور وجود داشته باشد. در غیر این صورت، وابستگی کامل به اینترنت میتواند خود به یک نقطه آسیبپذیری تبدیل شود. تجربههای عملی نشان میدهد که اختلال در ارتباطات میتواند بین ۵ تا ۱۵ درصد کاهش بهرهوری عملیاتی ایجاد کند و در مقیاس اقتصادی، این مسئله میتواند سالانه بین ۵ تا ۲۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم در زنجیره تولید غذا ایجاد کند.
بهنگار همچنین خاطرنشان کرد: در سطح تولید، این اختلالها میتواند باعث افزایش قابل توجه هزینه تمامشده شود. در برخی سناریوها، کاهش بهرهوری ناشی از ناپایداری سیستمهای هوشمند به افزایش ۳۰ تا ۷۰ درصدی هزینه تولید اقلام پروتئینی مانند گوشت، مرغ و تخممرغ منجر میشود و در نهایت قیمت مصرفکننده را تا حدود ۱.۵ تا ۲ برابر نسبت به شرایط پایدار تولید تحت فشار قرار میدهد.
او با بیان اینکه در سطح بینالمللی، کشورهایی که کشاورزی هوشمند را بهعنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی و امنیت غذایی خود تعریف کردهاند، تنها به توسعه فناوری اکتفا نکردهاند، گفت: آنها همزمان بر ایجاد زیرساختهای مقاوم ارتباطی، شبکههای پشتیبان (redundant systems) و قابلیت ادامه عملکرد در شرایط اختلال (offline resilience) تمرکز کردهاند. نمونههایی مانند هلند، اسرائیل و برخی اقتصادهای پیشرفته کشاورزی نشان میدهد که موفقیت در این حوزه، نتیجه ترکیب فناوری و طراحی سیستمهای مقاوم است، نه صرفاً دیجیتالیسازی.
به گفته او در کنار این بعد زیرساختی، یک لایه بسیار مهم دیگر نیز وجود دارد؛ اعتماد نهادی و فرهنگی به فناوری. تکرار اختلالهای ارتباطی، حتی در مقیاس محدود، بهتدریج باعث کاهش اعتماد بهرهبرداران به سیستمهای هوشمند میشود. این کاهش اعتماد، در نهایت به تغییر رفتار تولیدکننده و بازگشت به روشهای سنتی منجر میشود؛ حتی اگر آن روشها بهرهوری پایینتری داشته باشند. در نتیجه، فناوریای که قرار بود بهرهوری را افزایش دهد، در صورت نبود پایداری، میتواند به یک ریسک ادراکی تبدیل شود.
بهنگار ادامه داد در این میان، یک ظرفیت مهم و کمتر دیدهشده در کشور وجود دارد: توان شرکتهای داخلی در توسعه و پیادهسازی راهکارهای کشاورزی هوشمند و سیستمهای مقاوم بومی. بخش قابل توجهی از شرکتهای دانشبنیان و فناوریمحور داخلی، امروز توان طراحی و اجرای سامانههای پایش، کنترل، اتوماسیون کشاورزی و حتی راهکارهای ترکیبی آنلاین/آفلاین را دارند. این ظرفیت میتواند نقش مهمی در کاهش وابستگی، افزایش تابآوری و بومیسازی زیرساخت کشاورزی هوشمند ایفا کند.
رئیس کارگروه تحول دیجیتال کشاورزی سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران با بیان اینکه تقویت این شرکتها و اتصال آنها به سیاستهای کلان بخش کشاورزی، میتواند مسیر تبدیل کشاورزی هوشمند به یک ابزار واقعی مقاومسازی اقتصاد غذا را هموار کند، تصریح کرد: در واقع، اگر این ظرفیت داخلی بهدرستی حمایت و مقیاسپذیر شود، کشور میتواند همزمان به دو هدف دست یابد: افزایش بهرهوری در شرایط عادی و حفظ پایداری تولید در شرایط بحران.
به گفته او از این منظر، هوشمندسازی کشاورزی صرفاً یک پروژه فناوری نیست، بلکه یک راهبرد ترکیبی شامل زیرساخت ارتباطی، سیاستگذاری اقتصادی، پذیرش فرهنگی و بهرهگیری از ظرفیت شرکتهای داخلی است. در نهایت، آینده امنیت غذایی کشورها بیش از آنکه به میزان پیشرفت فناوری وابسته باشد، به توان آنها در ایجاد یک اکوسیستم پایدار، مقاوم و قابل اتکا در برابر بحرانها وابسته خواهد بود؛ اکوسیستمی که در آن، فناوری، زیرساخت و توان داخلی بهصورت همافزا عمل کنند و اقتصاد غذا را در برابر شوکهای بیرونی محافظت کند.