آتشبس دو هفتهای میان ایران، آمریکا و اسرائیل اگرچه میتواند نشانهای از تمایل طرفها برای مهار تنشها باشد، اما اختلاف در برداشت از دامنه این آتشبس، حضور بازیگران ناراضی در منطقه و سطح بالای بیاعتمادی آینده این مذاکرات را با ابهامهای جدی روبهرو کرده است، کارشناسان مسائل بینالملل در این باره میگویند باید توجه داشت پیش از آغاز این درگیری نیز دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا بسیار دشوار بود؛ دلیل نخست، شکاف گسترده در مطالبات و انتظارات دو طرف است و دلیل دوم، بیاعتمادی عمیقی است که بهویژه نسبت به دولت ترامپ وجود دارد. از این رو اگر رسیدن به توافق پیش از آغاز جنگ نیز بسیار دشوار بود، اکنون با توجه به خسارات وارد شده و بیاعتمادی عمیقتر شکلگرفته، مسیر مذاکرات پیچیدهتر از گذشته خواهد بود. به همین دلیل به نظر میرسد مذاکراتی که اکنون در جریان است یا احتمالا در روزهای آینده آغاز خواهد شد، حتی از جنگی که در حدود چهل روز گذشته تجربه شد نیز دشوارتر و پیچیدهتر باشد.
به نقل از «نفت ما»، بامداد چهارشنبه 19 فروردین پس از 40 روز ، تهران و واشنگتن با میانجیگیری پاکستان و دیگر کشورهای منطقه برای یک آتش بس دو هفتهای به توافق رسیدند. همچنین طرفین توافق کردند که در این مدت شرایط یک گفتوگوی جامع برای دستیابی به صلح و حل و فصل مسائل مورد اختلاف را به میزبانی اسلامآباد فراهم کنند.
با این حال درست چند ساعت بعد اسرائیل که از ابتدا گفته بود لبنان را شامل اتشبس نمیداند، بار دیگر بیروت را بمباران کرد. کمی بعد هم خبر ورود پرتابههایی به جزایر لاوان و سیری و سپس استان فارس ایران رسید. در همین راستا رئیس مجلس ایران، در پیامی نوشت که پس از سه نقض کلیدی چارچوب مورد توافق، آتشبس و مذاکره را رسما بیمعنا میداند. به گفته قالیباف تجاوز به آسمان ایران، انکار حق غنیسازی و تهاجم به لبنان، نقض سه بند کلیدی چارچوب مورد توافق است.
در سوی دیگر هم دونالد ترامپ در پیامی که در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرد، نوشت «تا زمانیکه توافق واقعی به طور کامل اجرا شود، تمام کشتیها، هواگردها و پرسنل نظامی آمریکا، همراه با مهمات، تسلیحات و هر چیز دیگری که برای اجرای مرگبار و نابودی کامل دشمنی که پیشتر به طرز قابل ملاحظهای تضعیف شده، مناسب و ضروری باشد، در داخل و اطراف ایران در جای خود باقی خواهند ماند».
بنابراین آتش بس فعلی بسیار شکننده است و از نظر تحلیلگران میتوان آن را از ابعاد گوناگونی بررسی کرد؛ برخی از گمانه زنیها حاکی از آن است که این توافق، عملیات فریبی برای خرید زمان و فراهم کردن تجهیزات است. در این بین عدهای هم بر این باورند که این توافق باید در نهایت صورت میگرفت؛ ادامه این جنگ برای ترامپ و متحدانش با فشارهای سیاسی و اقتصادی همراه بوده و ایران نیز باید برای جلوگیری ازآسیب گستردهتر به زیرساختها و دریافت امتیاز به واسطه اهرم تنگه هرمز، از این موقعیت استفاده و ورق جنگ را به نفع خود برگرداند.
آتش بس شکننده با حضور بازیگران مختلف منطقهای
دیاکو حسینی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با« نفت ما» ،در خصوص آتشبس دو هفتهای میان ایران، آمریکا و اسرائیل گفت: حداقل در برداشتی که در واشنگتن و تلآویو از این توافق وجود دارد، منظور از آتشبس توقف حملات مستقیم میان این بازیگران است؛ به این معنا که آمریکا و اسرائیل از حمله مستقیم به ایران خودداری کنند و در مقابل ایران نیز حملهای به اسرائیل و پایگاههای آمریکایی انجام ندهد.
وی ادامه داد: با این حال، در طرف ایرانی انتظار بر این بوده است که آتشبس از جامعیت بیشتری برخوردار باشد و هرگونه حمله به ایران یا نیروهای همپیمان آن توسط هر کشوری را دربرگیرد؛ موضوعی که به طور خاص شامل حزبالله نیز میشود. بنابراین درک متفاوتی از دامنه و شمول آتشبس میان طرفها وجود دارد. افزون بر این، ماهیت این درگیری که چندین بازیگر منطقهای و فرامنطقهای در آن حضور دارند، اجرای فنی و عملیاتی آتشبس را با دشواریهای جدی مواجه میکند.
اسرائیل از آتشبس سودی نمیبرد
حسینی اظهار داشت: نکته مهم دیگر حضور بازیگرانی در این صحنه است که لزوما از آتشبس منتفع نمیشوند. برخی بازیگران، از جمله اسرائیل و برخی کشورهای عربی بهویژه امارات متحده عربی، نگران شکلگیری نوعی توافق میان ایران و آمریکا هستند؛ توافقی که ممکن است بدون در نظر گرفتن منافع آنها صورت گیرد. از این رو احتمال وجود انگیزههایی برای ایجاد اخلال در روند مذاکرات، نقض آتشبس و از سرگیری درگیریها وجود دارد. در نتیجه این آتشبس بسیار شکننده است و ممکن است در صورت ادامه تنشها یا تحریکات منطقهای پایدار نماند و مذاکرات را تحت تاثیر قرار دهد.
وی درباره دلایل شکلگیری آتشبس میگوید: تشخیص نیت واقعی آمریکا و اسرائیل چندان ساده نیست. این دو کشور در گذشته نیز در جریان مذاکرات فریب دادهاند و به طور طبیعی این احتمال وجود دارد که آتشبس فعلی صرفا فرصتی برای خرید زمان و تجدید قوا باشد. با این حال واقعیت دیگری نیز وجود دارد و آن فشارهای داخلی در آمریکا است؛ دونالد ترامپ در داخل ایالات متحده با انتقادهای جدی از سوی افکار عمومی، نتایج نظرسنجیها و همچنین دموکراتها روبهرو است.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: در عمل نیز روشن شد که با وجود فشارهای سنگین وارد شده بر ایران، آمریکا به اهداف از پیش تعیینشده خود دست نیافت و این خساراتی که به ایران زد، به دستاورد سیاسی قابل توجهی برای آمریکا تبدیل نشد .
انگیزه های قابل توجه ایران و آمریکا از اتشبس
حسینی افزود: به نظر میرسد ترامپ تحت تأثیر فشارهای داخلی و نیز چشمانداز نامشخص ادامه جنگ و تاثیر بر انتخابات میان دوره به سمت پذیرش آتشبس حرکت کرده است.؛ از این رو در داخل آمریکا انگیزههای قابل توجهی برای حرکت به سمت آتشبس وجود دارد. البته این موضوع لزوما با اولویتهای اسرائیل همسو نیست، اما به نظر میرسد دولت ترامپ اسرائیل را به همراهی با این مسیر وادار کرده باشد.
وی در مورد موضع ایران گفت: اگرچه ایران نسبت به آتشبسی که احتمال نقض دوباره آن وجود دارد تمایل چندانی ندارد، اما به دلیل خساراتی که به زیرساختها و داراییهای اقتصادی و نظامی وارد شده، طبیعی است که ایران نیز به دنبال یک جنگ بیپایان نباشد. در صورتی که امکان دستیابی به توافقی از مسیر مذاکره وجود داشته باشد، برای ایران نیز منطقی است که از گسترش تخریبها جلوگیری کند. البته این خسارات به معنای تخریب ایران نیست، اما در عین حال نمیتوان آن را یک پیروزی بزرگ نیز تلقی کرد؛ زیرا داراییها و زیرساختهای کشور آسیب دیدهاند.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه ایران آغازگر جنگ نبوده و ادامه آن نیز برای کشور پرهزینه است، به نظر میرسد در یک تصمیمگیری عقلانی فرصتی به مذاکرات داده شده تا امکان دستیابی به یک آتشبس دائمی از طریق توافقی پایدار مورد آزمون قرار گیرد.
مذاکرات از جنگ دشوارتر است
این کارشناس مسائل بین الملل درباره امکان رسیدن به یک توافق پایدار بیان کرد : باید توجه داشت پیش از آغاز این درگیری نیز دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا بسیار دشوار بود؛ دلیل نخست، شکاف گسترده در مطالبات و انتظارات دو طرف است و دلیل دوم، بیاعتمادی عمیقی است که بهویژه نسبت به دولت ترامپ وجود دارد. از این رو اگر رسیدن به توافق پیش از آغاز جنگ نیز بسیار دشوار بود، اکنون با توجه به خسارات وارد شده و بیاعتمادی عمیقتر شکلگرفته، مسیر مذاکرات پیچیدهتر از گذشته خواهد بود. به همین دلیل به نظر میرسد مذاکراتی که اکنون در جریان است یا احتمالا در روزهای آینده آغاز خواهد شد، حتی از جنگی که در حدود چهل روز گذشته تجربه شد نیز دشوارتر و پیچیدهتر باشد.
حسینی افزود: با این حال، این وضعیت به معنای ناممکن بودن دستیابی به توافق نیست. اگر طرفین اراده واقعی برای پایان دادن به جنگ داشته باشند و به این جمعبندی برسند که ادامه درگیری نه تنها دستاوردی برای آنها ندارد بلکه میتواند منافعشان را بیش از پیش تخریب کند، در آن صورت زمینه لازم برای نشان دادن انعطاف و حرکت به سمت یک توافق فراهم خواهد شد؛ چنین توافقی نیز احتمالا در یک روند مرحلهای شکل خواهد گرفت تا در نهایت بتواند شرایط لازم برای ایجاد صلحی پایدار را فراهم کند.
او در پایان تاکید کرد: در حال حاضر نمیتوان با قطعیت گفت در ذهن تصمیمگیرندگان اصلی دو طرف چه برداشتی از آینده این بحران وجود دارد. فکر میکنم از منظر ساختاری هر دو طرف بیش از گذشته به این واقعیت نزدیک شدهاند که توافق، تنها راهی است که میتواند از تخریب گستردهتر منافع آمریکا و متحدانش جلوگیری کند و در عین حال مانع از وارد آمدن خسارات بیشتر به داراییها و زیرساختهای ایران شود.