برای بسیاری از فعالان بازار کالا، حاشیه سود ناچیز یک واقعیت تلخ است. برای شرکت آتیه فولاد سنگان اما این وضعیت به یک انتخاب استراتژیک بدل شد: کنار گذاشتن بازرگانی کمبازده، تغییر مسیر به سمت تولید یکپارچه و تماشای افزایش ۲۳ درصدی سود خالص در حالی که هزینهها افزایش مییافت. نتیجه نهایی، یک درسنامه تمامعیار از «تخریب خلاق» به سبک ایرانی است.
به نقل از روابط عمومی فولاد سنگان، در دنیای فولاد، جایی که حاشیه سود با دقت میلیمتری محاسبه میشود، مدل کسبوکار شرکت آتیه فولاد سنگان در سال ۱۴۰۴ نشاندهنده یک چرخش استراتژیک کلاسیک است. اگر استراتژی را طبق تعریف کلاسیک، «انتخاب متفاوت برای ایجاد ارزش منحصربهفرد» بدانیم، آنچه در سنگان رخ داده، یک درسنامه زنده از این تئوری است. این شرکت در سال مالی منتهی به اسفند ۱۴۰۴ موفق شده با افزایش ۴۵ درصدی درآمد حاصل از فروش نسبت به سال مالی قبل، سود خالص خود را ۲۳ درصد افزایش دهد.
تمرکز بر مزیت تولیدی
در الگوهای جهانی صنایع معدنی، شرکتهای پیشرو نه بر حجم خالص فروش، بلکه بر بازده داراییهای عملیاتی تمرکز میکنند. آتیه فولاد سنگان تا پیش از ۱۴۰۴ قسمتی از عملیات خود را معطوف به عملیات بازرگانی مواد اولیه میکرد؛ مدلی که در آن، شرکت با شیوههای بازرگانی، خود را در معرض ریسکهای بازار قرار میداد. خروج هوشمندانه از حوزه بازرگانی و صفر کردن فروش گلوله فلزی آسیاب خریداریشده، حرکتی شبیه به «تخریب خلاق» بود. با جایگزینی درآمدهای بازرگانی با درآمدهای مبتنی بر تولید (رشد دو برابری درآمد گلوله فلزی تولیدی)، شرکت از یک بازیگر حاشیهای به یک واحد تولیدی متکی بر قابلیتهای درونی تبدیل شد؛ این یعنی حرکت از رقابت قیمتمحور به رقابت ارزشمحور.
شرکت در سال ۱۴۰۴ با خروج از بازرگانی کمبازده، تمرکز خود را بر تولید داخلی معطوف کرد:
گلوله فلزی تولیدی: درآمد به ۳,۵۵۴ میلیارد ریال رسید (رشد حدود ۴۰ درصدی).
پودر بنتونیت تولیدی: درآمد به ۳,۱۰۶ میلیارد ریال جهش کرد (رشد حدود ۴۵ درصدی).
بازرگان: در مقابل، درآمد حاصل از پودر بنتونیت خریداریشده که در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۳۵ میلیارد ریال بود، در سال ۱۴۰۴ به ۴۳ میلیارد ریال کاهش یافت که نشاندهنده حذف آگاهانه بخشهای غیرتولیدی است.
صورتهای مالی شرکت نشان میدهد که با وجود رشد ۴۵ درصدی در بهای تمام شده (ناشی از افزایش هزینههای تولید)، شرکت موفق شده است با بهینهسازی سبد محصولات و استفاده از سپر مالیاتی، نرخ رشد سود خالص خود را در سطحی مطلوب (۲۲.۳٪) نگه دارد. کاهش شدید بار مالیاتی از ۸۲ به ۱۶ میلیارد ریال، به تنهایی یکی از محرکهای اصلیِ صیقل دادن سود در سال ۱۴۰۴ بوده است.
سپر قانون، چاقوی جراحی سود
یکی از ویژگیهای بارز رهبران صنعت فولاد، توانایی آنها در بهرهبرداری هوشمندانه از بسترهای قانونی است. استفاده از «ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم» برای آتیه فولاد سنگان، تنها یک تخفیف ساده نبود؛ بلکه یک تغییر ساختار در جریانهای نقدی بود. کاهش نرخ مؤثر مالیاتی به زیر یک درصد (۰.۹٪)، در حالی که سود قبل از مالیات رشد چشمگیری داشته، نشان میدهد که مدیران شرکت، تولید را نه فقط به عنوان یک فعالیت صنعتی، بلکه به عنوان «ابزاری برای بهینهسازی ترازنامه» دیدهاند. این دقیقاً همان نگاهی است که در غولهای فولادی جهان برای تخصیص سرمایه به کار میرود؛ جایی که هر ریال مالیات پرداختنشده، دوباره به چرخه سرمایهگذاری بازمیگردد.
هزینههای گذار و چالشهای رشد
با این حال، هیچ انتخاب استراتژیکی بدون هزینه نیست. افزایش ۸۴ درصدی هزینههای اداری و ظهور ۱۴۹ میلیارد ریال هزینه مالی در ترازنامه، نشان میدهد که گذار از یک شرکت بازرگانی سبک به یک واحد تولیدی ساختاریافته، نیازمند سرمایه در گردش سنگینتر و دیوانسالاری مدیریتی بیشتر است. این هزینهها در واقع قیمت ورود به باشگاه تولیدکنندگان است. وامهای بانکی در این گزارش، نه به مثابه یک ضعف، بلکه به عنوان ابزاری برای تأمین مالی توسعه عملیاتی دیده میشوند؛ ابزاری که اگر با مدیریت ریسک درست همراه باشد، اهرم رشد آتی خواهد بود.
آتیه فولاد سنگان در سال ۱۴۰۴ با بهرهگیری از تمرکز استراتژیک و درک عمیق از سیاستهای مشوق تولید، توانست از یک نهاد واسطه به یک واحد صنعتی کارآمد تبدیل شود. داستان این شرکت در سال ۱۴۰۴ نه داستان کاهش فروش، بلکه قصه کیفیت سود است؛ قصهای که در آن، سودآوری دیگر بر شانههای واسطهگری نمیچرخد، بلکه بر ستونهای استوار خطوط تولید و مزیتهای قانونی استوار شده است. این شرکت اکنون در مسیری قرار دارد که برای بقا در نوسانات سنگین بازار فولاد، نه به حجم فروش، بلکه به ظرفیت تولیدی بهینهشده نیاز دارد.
منبع: ایراسین