استفاده از مازوت و گازوئیل در زمستان اگرچه مانع خاموشی شد، اما همزمان بحثهای جدی درباره پیامدهای زیستمحیطی، سلامت عمومی و ضرورت اصلاح حکمرانی انرژی را دوباره به صدر توجه آورد.
به نقل از مهر، زمستان ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که مسئله تأمین پایدار انرژی در ایران، صرفاً یک موضوع فنی یا مقطعی نیست، بلکه به یکی از پیچیدهترین چالشهای سیاستگذاری کشور تبدیل شده است. با افزایش مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری و کاهش سهم نیروگاهها از گاز طبیعی، استفاده از سوخت دوم شامل مازوت و گازوئیل بار دیگر بهعنوان راهکار اضطراری وارد مدار شد؛ راهکاری که هرچند در کوتاهمدت از خاموشی گسترده جلوگیری کرد، اما همزمان پرسشهای مهمی درباره پایداری، هزینهها و آینده این سیاست مطرح ساخت.
بر اساس آمارهای رسمی، در روزهای اوج سرمای دی و بهمن ۱۴۰۴، مصرف گاز کشور از مرز ۸۶۰ میلیون مترمکعب در روز عبور کرد؛ رقمی که بیش از دو سوم آن در بخش خانگی و تجاری مصرف شد. در چنین شرایطی، کاهش گاز تحویلی به نیروگاهها عملاً اجتنابناپذیر بود و وزارت نیرو ناچار شد برای حفظ پایداری شبکه برق، به سوختهای جایگزین متوسل شود.
سوخت دوم در زمستان ۱۴۰۴؛ تصمیمی ناگزیر یا انتخابی قابل اصلاح؟
مسئولان صنعت برق تأکید دارند که استفاده از سوخت دوم در زمستان ۱۴۰۴ «کنترلشده، هدفمند و محدود» بوده است. به گفته آنها، اولویت با گازوئیل کمگوگرد بوده و مصرف مازوت تنها در نیروگاههایی صورت گرفته که امکان فنی دیگری در کوتاهمدت نداشتهاند. این رویکرد توانست از تکرار خاموشیهای گسترده جلوگیری کند و ثبات نسبی شبکه برق را حفظ کند؛ موضوعی که برای بخش صنعت و تولید اهمیت حیاتی داشت.
با این حال، کارشناسان انرژی معتقدند تکرار این الگو نشان میدهد که سوخت دوم دیگر صرفاً یک «ابزار اضطراری نادر» نیست، بلکه به بخشی از مدیریت فصلی انرژی تبدیل شده است. سیروس محمد نیا یک کارشناس حوزه نیروگاهی در تحلیل خود تأکید میکند که «تا زمانی که ناترازی گاز در زمستان حل نشود، هر سال با همین انتخاب روبهرو خواهیم بود؛ یا باید مصرف را محدود کنیم یا از سوخت جایگزین استفاده شود».
او در عین حال معتقد است که مسئله، صفر و یکی نیست. به گفته این کارشناس، استفاده محدود و برنامهریزیشده از سوخت دوم میتواند بخشی از سبد انعطافپذیری انرژی باشد، به شرط آنکه همزمان مسیرهای اصلاحی جدی دنبال شود.
پیامدهای زیستمحیطی؛ چالشی که میتوان مدیریت کرد
یکی از مهمترین نگرانیها درباره مصرف مازوت و گازوئیل، اثرات زیستمحیطی آن است. گزارشهای پایش کیفیت هوا در زمستان ۱۴۰۴ نشان میدهد که در برخی شهرهای صنعتی و نیروگاهمحور، همزمان با افزایش مصرف سوختهای سنگین، غلظت آلایندههایی مانند دیاکسید گوگرد و ذرات معلق نیز افزایش یافته است.
با این حال، بسیاری از متخصصان محیطزیست تأکید میکنند که ریشه اصلی مشکل، صرفاً نوع سوخت نیست، بلکه فناوری قدیمی نیروگاهها و نبود تجهیزات کنترلی بهروز است. یک پژوهشگر محیطزیست معتقد است: «اگر نیروگاهها به فیلترها و سامانههای کاهش آلایندگی مجهز شوند، حتی مصرف محدود سوخت مایع نیز میتواند با اثرات زیستمحیطی بهمراتب کمتری همراه باشد».
در سال ۱۴۰۴، اقداماتی برای نصب یا ارتقای تجهیزات کنترلی در برخی نیروگاهها آغاز شد، اما کارشناسان معتقدند این اقدامات هنوز فراگیر نشده و نیازمند سرمایهگذاری هدفمندتر است. از این منظر، مدیریت پیامدهای زیستمحیطی سوخت دوم، بیش از آنکه به حذف فوری آن وابسته باشد، به نوسازی زیرساختها گره خورده است.
هزینههای سلامت عمومی؛ ضرورت نگاه بلندمدت
موضوع سلامت عمومی، یکی دیگر از ابعاد مهم استفاده از سوخت دوم است. آمارهای حوزه بهداشت نشان میدهد که در دورههای افزایش آلودگی هوا، مراجعات بیماران مبتلا به بیماریهای تنفسی و قلبی افزایش مییابد. این مسئله، بهویژه برای سالمندان، کودکان و بیماران زمینهای، اهمیت ویژهای دارد.
محمدنیا با اشاره به دادههای زمستان ۱۴۰۴ تأکید میکند که «آلودگی هوا فقط یک مسئله محیطزیستی نیست، بلکه یک موضوع اقتصادی و اجتماعی هم هست».
به گفته او، افزایش هزینههای درمان، کاهش بهرهوری نیروی کار و فشار بر نظام سلامت، از جمله پیامدهایی است که باید در کنار مزایای کوتاهمدت تأمین انرژی دیده شود.
در عین حال، همین کارشناس معتقد است که با سیاستگذاری هوشمندانه میتوان این هزینهها را کاهش داد. توسعه پایش آنلاین آلایندهها، اطلاعرسانی بهموقع به شهروندان و محدودسازی مصرف سوختهای سنگین در روزهای بحرانی، از جمله اقداماتی است که میتواند اثرات منفی را تا حدی کنترل کند.
از مدیریت بحران تا اصلاح ساختاری؛ راهحلها چیست؟
اکثر کارشناسان بر این نکته توافق دارند که مسئله سوخت دوم، نشانهای از یک چالش عمیقتر در حکمرانی انرژی است. ناترازی گاز، شدت بالای مصرف خانگی، راندمان پایین بخشی از نیروگاهها و سهم محدود انرژیهای تجدیدپذیر، همگی در شکلگیری این وضعیت نقش دارند.
در سال ۱۴۰۴، گامهایی برای اصلاح این وضعیت برداشته شد؛ از جمله توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی، برنامهریزی برای افزایش ذخیرهسازی گاز و تأکید بر بهینهسازی مصرف. با این حال، کارشناسان معتقدند این اقدامات باید با سرعت و مقیاس بیشتری دنبال شود.
مهرجو کارشناس انرژی میگوید: راهحل پایدار، حذف شتابزده سوخت دوم نیست، بلکه کاهش وابستگی به آن است.
به گفته او، این هدف از طریق چند مسیر همزمان قابل تحقق است: اصلاح تدریجی الگوی مصرف، افزایش راندمان نیروگاهها، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و واقعیتر شدن سیگنالهای قیمتی با حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر.
سوخت دوم، ابزار موقت یا جزء پایدار سبد انرژی؟
تجربه زمستان ۱۴۰۴ نشان داد که سوخت دوم، در شرایط فعلی، نقشی کلیدی در حفظ پایداری شبکه انرژی ایفا کرده است. با این حال، تداوم اتکای گسترده به مازوت و گازوئیل میتواند هزینههایی در حوزه محیطزیست و سلامت عمومی به همراه داشته باشد.
مسیر منطقی، نه نادیده گرفتن این هزینهها و نه حذف فوری سوخت دوم است؛ بلکه حرکت تدریجی از مدیریت بحران به سمت حکمرانی پایدار انرژی است. اگر اصلاحات ساختاری بهدرستی و با اجماع کارشناسی دنبال شود، میتوان امیدوار بود که در زمستانهای آینده، سوخت دوم از یک انتخاب ناگزیر، به گزینهای کمکاربرد و واقعاً اضطراری تبدیل شود.