ذوب آهن اصفهان و معادن زغالسنگ،بازگشت به همکاری راهبردی برای تامین پایدار مواد اولیه

بهروز برنا مشاور مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران ،اهمیت تامین پایدار زغالسنگ متناسب با شاخص های تولید کک مناسب کوره بلند ذوب آهن اصفهان را تحلیل نموده است که در ادامه می خوانید.

شناسه خبر: ۲۹۶۹۲
ذوب آهن اصفهان و معادن زغالسنگ،بازگشت به همکاری راهبردی برای تامین پایدار مواد اولیه
به گزارش جهش اقتصاد،

بهروز برنا گفت: مسئله ذوب‌آهن صرفاً وجود ذخایر زغال‌سنگ در کشور نیست نکته قابل توجه میزان ذخیره‌ای است که از نظر کیفیت(خاکستر، گوگرد، رطوبت، مواد فرار ، استحکام کک تولیدی CRS و …) وکمیت ویژگی‌های فرآوری با نیاز تولید کک متالورژیکی این کارخانه سازگار باشد. 

وی افزود: تفاوت ویژگی‌های زغال‌سنگ داخلی با مشخصات مورد نیاز ذوب آهن سبب شده این کارخانه بخشی از نیازش را از طریق واردات تأمین و با زغال‌سنگ داخلی ترکیب کند تا خوراک مناسب خط تولید به دست آید.

مشاور مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران معتقد است این وضعیت را باید در ارتباط با فناوری تولید ذوب‌آهن اصفهان دید. در روش کوره ‌بلند(تولید فولاد روز دنیا)، زغال‌سنگ و کک نقش محوری دارند در حالی که تولید در فولاد مبارکه بر پایه روش قوس الکتریکی و انرژی گاز انجام می‌شود و به کک وابسته نیست. از این رو، ذوب‌آهن برای تداوم تولید ناگزیر است زغال‌سنگ و کک را متناسب با نیاز فنی فرایند تولید در اختیار داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه اگر ذوب‌آهن به ‌عنوان مصرف‌کننده اصلی زغال‌سنگ کشور وجود نداشت، بخشی از معادن زغال‌سنگ با بازار و انگیزه اقتصادی محدود روبه‌رو می شدند،به نقش تاریخی این کارخانه در آغاز فعالیت‌های اکتشافی و معدن‌کاری کشور پرداخت و تصریح کرد: ذوب آهن اصفهان به عنوان بانی معادن کشور،در شناسایی ذخایر و استخراج نقش کلیدی داشت،نقشی که در شرایط فعلی نیز در توسعه معادن زغال‌سنگ می تواند ادامه یابد.

هر زغالسنگی،خوراک کوره بلند ذوب آهن نیست

او افزایش استخراج را نیازمند کار اکتشافی دقیق‌تر، شناخت ذخایر و استفاده از روش‌های بهینه استخراج عنوان کرد و گفت: حتی در مناطقی که ذخایر شناخته ‌شده وجود دارد باید کیفیت و کمیت قابل برداشت با توجه به نیاز مصرف‌کننده و محدودیت‌های فنی ارزیابی شود زیرا هر ذخیره‌ای الزاماً به معنای تأمین خوراک مناسب برای کوره ‌بلند ذوب آهن نیست.

کنسرسیوم، مدلی برای پیوند معدن و صنعت فولاد

در پاسخ به پرسش درباره مدل تأمین مالی توسعه معادن، بهروز برنا تشکیل کنسرسیومی با محوریت ذوب‌آهن را پیشنهاد کرد و اذعان داشت:سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت و زود بازده با ماهیت فعالیت زغال‌سنگ همخوانی ندارد و بخش خصوصی به‌ تنهایی ممکن است به دلیل طولانی بودن دوره بازگشت سرمایه از ادامه کار منصرف شود. او نمونه‌هایی از معادن را یادآوری می‌کند که پس از تغییر ارزیابی اقتصادی سرمایه‌گذار، فعالیت شان متوقف شده است.

در الگوی پیشنهادی وی،ذوب‌آهن نقش راهبر را بر عهده می‌گیرد و شرکت‌های فولادی،معادن زغال‌سنگ، مجموعه‌های اکتشافی و بخش‌های مرتبط با فرآوری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. چنین ساختاری می‌تواند نیاز مواد اولیه کارخانه را به برنامه توسعه معدن پیوند داده و به معادن امکان دهد برای اکتشاف تکمیلی،حفاری،استخراج ایمن و فرآوری برنامه‌ای بلندمدت داشته باشند.این رویکرد علاوه بر تأمین مواد اولیه، می‌تواند به حفظ اشتغال و معیشت کارگران معدن نیز کمک کند.

او ایجاد بانک اطلاعاتی جامع از وضعیت معادن را از اقدامات پایه‌ای می‌داند و معتقد است کنسرسیوم باید تصویر روشن‌تری از محل ذخایر،ظرفیت‌ها،کیفیت،وضعیت فعالیت و نیازهای توسعه‌ای معادن به دست آورد همچنین بخشی از سرمایه‌گذاری باید به اکتشاف و شناسایی ذخایر جدید اختصاص یابد و در کنار آن، روش‌های بهینه استخراج و فرآوری نیز بررسی شود.

بهروز برنا نقش وزارت صمت را در این سازوکار،کلیدی می‌داند و تأکید می‌کند قوانین و حمایت‌های لازم باید به‌گونه‌ای باشد که برنامه مشترک به اجرا برسد. وی پیشنهاد می‌کند سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور در شناسایی و پی‌جویی مناطق جدید نقش داشته باشد، مجموعه‌های تخصصی مراحل اکتشاف عمومی تا تفصیلی و تعیین ذخیره را پیگیری کنند و بخش‌های دیگر مسئولیت بهره‌برداری و فرآوری را بر عهده بگیرند. به باور بهروز برنا ، تقسیم کار روشن و تخصص‌محور، مسیر سرمایه‌گذاری را شفاف می‌کند و مانع پراکندگی اقدامات می‌شود.

سیاست صادرات، اولویت با نیاز صنایع داخلی

این صاحب نظر بخش معدن در موضوع صادرات زغال‌سنگ کک‌شو معتقد است زمانی که صنعت داخلی به این ماده اولیه نیاز دارد، صادرات آن باید با نگاه به اولویت‌های تولید کشور بررسی شود. اگر کشور در آینده بتواند از نظر کمیت و کیفیت بیش از نیاز صنایع داخلی تولید کند، صادرات مازاد می‌تواند توجیه داشته باشد اما در شرایط کمبود، لازم است زغال‌سنگ قابل استفاده در خدمت تولید داخل قرار گیرد.

از نگاه وی، راهکار پایدار تنها جلوگیری از صادرات یا افزایش مقطعی تولید نیست بلکه باید ظرفیت واقعی معادن، کیفیت محصول، نیاز کارخانه و برنامه توسعه ذخایر در کنار هم دیده شوند لذا با شناخت دقیق‌تر ذخایر و ایجاد زنجیره هماهنگ اکتشاف، استخراج و فرآوری، می‌توان درباره میزان نیاز داخلی و مازاد احتمالی تصمیم‌گیری دقیق‌تری داشت.

تعادل میان هزینه کارخانه و صرفه اقتصادی معدن

برنا درباره چگونگی جمع کردن دو هدف کاهش هزینه مواد اولیه ذوب‌آهن و افزایش صرفه اقتصادی معادن داخلی گفت: راه‌حل را باید در سرمایه‌گذاری مشترک و برنامه‌ریزی بلندمدت جست‌وجو کرد. می‌توان با معدن‌کاران کوچک مشارکت کرد به‌گونه‌ای که در کنار فعالیت جاری معدن،اکتشاف تکمیلی و توسعه محدوده نیز با مشارکت سرمایه‌گذار صنعتی انجام شود و منافع و مسئولیت‌ها در چارچوبی روشن تعریف شوند.

وی پیشنهاد می‌کند ذوب‌آهن برنامه ‌ای راهبردی و چندساله تدوین کند. در چنین برنامه‌ای، باید نیازهای مواد اولیه، سرمایه‌گذاری اکتشافی،ظرفیت فرآوری و اقتصاد معادن به ‌صورت هماهنگ بررسی شوند.  همچنین افزایش قیمت زغال‌سنگ داخلی نیز باید با توجه هم‌زمان به کیفیت و کمیت ارزیابی شود زیرا صرف افزایش قیمت، بدون توجه به مشخصات فنی محصول، مسئله تأمین پایدار را حل نمی‌کند.

آرک معدنی ذوب آهن در برابر زغال‌سنگ،امکان شکل‌گیری همکاری دوطرفه

اگر ذوب‌آهن محصول مورد نیاز معادن را تأمین کند و در مقابل، بخشی از زغال‌سنگ مورد نیاز خود را دریافت کند، می‌توان زمینه دیگری را برای همکاری متقابل فراهم کرد. چنین مدلی زمانی کارآمد خواهد بود که هر دو طرف از آن منتفع شوند و همکاری به رقابت بر سر منافع کوتاه ‌مدت تبدیل نشود. ذوب‌آهن در تولید محصولاتی که برای زیرساخت و ایمنی معادن اهمیت دارند، تجربه‌ای به دست آورده است و این تجربه نباید نادیده گرفته شود.به‌کارگیری ظرفیت‌های موجود و ایجاد پیوند میان محصولات صنعتی و مواد معدنی می‌تواند بخشی از راه‌حل گسترده‌تر تأمین پایدار باشد.

اقدام‌های فوری،از شناسایی ظرفیت‌ها تا تسهیل اجرا

بهروز برنا برای اولویت‌بندی اقدامات، بار دیگر بر ایجاد بانک اطلاعاتی قوی از معادن و ظرفیت‌های زغال‌سنگ تأکید می‌کند. به گفته او، باید روشن شود بیشترین ظرفیت‌ها در کدام پهنه‌ها قرار دارند، چه موانعی توسعه آن‌ها را کند کرده و چه راهکارهایی برای رفع این موانع وجود دارد. او پیشنهاد می‌کند نمایندگان بخش‌های مرتبط، از جمله نهادهای مسئول منابع طبیعی و دستگاه‌های اجرایی، در سازوکار مشترک حضور داشته باشند تا ملاحظات محیطی و قانونی از ابتدا در برنامه‌ریزی لحاظ شوند.

به باور وی، پس از شکل‌گیری توافق تخصصی در کنسرسیوم، وزارت صمت باید مسیر اجرای تصمیم‌ها را تسهیل کند و موانع اداری و اجرایی، تا حد امکان، برطرف شوند. در این چارچوب، ظرفیت ذخایر، امکان استخراج، نیازهای فرآوری و محل مناسب ایجاد واحدهای فرآوری باید به‌صورت یکپارچه بررسی شود.

وی در جمع‌بندی دیدگاه خود گفت: برای حل مسئله تأمین زغال‌سنگ ذوب‌آهن، یک اقدام منفرد کفایت نمی‌کند. ایجاد کنسرسیوم، شناخت دقیق ذخایر، سرمایه‌گذاری در اکتشاف، بهبود روش‌های استخراج، توسعه فرآوری و هماهنگی میان نهادهای مسئول باید در قالب برنامه‌ای مرحله‌بندی‌شده پیش بروند. چنین برنامه‌ای می‌تواند هم ارزش افزوده معدنی و اشتغال ایجاد کند و هم نگرانی از تأمین مواد اولیه ذوب‌آهن را کاهش دهد.

ذوب‌آهن و مسئولیت زنجیره تأمین

در بخش پایانی گفت‌وگو، مشاور مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران بر ضرورت نگاه یکپارچه به جایگاه ذوب‌آهن در زنجیره معدن و فولاد تأکید کرد.وی معتقد است این کارخانه به دلیل شیوه تولید خود به زغال‌سنگ و کک متناسب با مشخصات فنی نیاز دارد و محدودیت در تأمین این مواد می‌تواند استمرار تولید را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، ذوب‌آهن محصولاتی مانند ریل و آرک معدنی تولید می‌کند که در زیرساخت‌های کشور و فعالیت معادن کاربرد ویژه دارند لذا ظرفیت این مجموعه تنها به تولید فولاد محدود نیست و می‌تواند در قالب همکاری با معادن، نقش گسترده‌تری ایفا کند.

بهروز برنا در نهایت تشکیل کنسرسیوم با محوریت ذوب‌آهن را ، راهکاری برای نزدیک کردن ظرفیت‌های معدنی کشور به نیاز واقعی صنعت می‌داند. رویکردی که به گفته او باید بر اطلاعات دقیق، نگاه بلندمدت، همکاری دوطرفه و پشتیبانی سیاست‌گذار استوار باشد.

مصاحبه از سمیه ایزدی 

 

آخرین اخبار
ارسال دیدگاه